تبليغاتX
تقدیم به مهدی عزیزم - تقدیم به گل خوشبوی زندگیم مهدی جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

   ( دامن دامن اشک )


ای شب تیره روزگار منی
یا دوچشم سیاه یار منی
از بلندی چو گیسوان سیاه
وز سیاهی دل نگار منی
در برت با خیال او بسیار
اشک از دیده کرده ام به کنار
چه بسا با تو راز دل گفتم
چه بسا با تو مانده ام بیدار
آگهی کز دو دیده ریزم خون
بی خبر نیستی که چونم ، چون
راست چون سرو بود قامت من
زان قد سرو شد خمیده کنون
روزگاری چو سرو بودم راست
شرح این قصه سخت جان فرساست
بر سر عرش بود پروازم
عشق بالم شکست و قدرم کاست
جانم از غم تباه شد ای واه
روزم از عشق شد سیاه سیاه
سوختم ، سوختم ، دریغ ، دریغ
مگر ای شیخ عشق بود گناه ؟

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 11:29 AM  توسط تازه متولد شده  |